يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

244

سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )

- 13 - نامهء سيف السلطنه به مهر السلطنه بسم الله الرحمن الرحيم چون به واسطهء كثرت مدنيت و تربيت و صفات محسنهء انسانيت كه حضرت عليه عاليه همشيرهء مكرمه محترمه مهر السلطنه دامت شوكتها دارا هستند ، گذشته از مقام برادرى نوعى چاكرى در خدمت حضرت معظم اليها دارم كه نمىتوان به تحرير و تقرير بيان كرد و اين اوقات كه موافقت به مفارقت مبدل شده ، انس و مجالست چندين ساله ميل مخالفت دارد . در رفتن جان از بدن گويند هر نوعى سخن * من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مىرود در حقيقت عين حال ماست . لذا چون چاره‌اى ندارم درد دورى را به صبورى دوا و با غم مهجورى رضا داده ، حضرت ايشان را به خداى متعال مهربان مىسپارم . محض اينكه گاه گاه در اين كتابچه ملاحظه فرموده از بندهء بدبخت كه به درد فراق مبتلا است يادآور شوند ، اين چند سطر را با آب چشم و لوح دل نوشتم و در حضور حضرتشان به رسم يادگار تقديم نمود . اميدوارم انشاء الله تعالى از توجهات كاملهء حضرت اجل امجد بندگان آقاى سردار مفخم دامت شوكته از هر جهت به وجود مسعود حضرت عليه خوش بگذرد و به چشم سايرين ببينند و مراتب محبت و الفتى كه اين خانوادهء جليله كه اول سلسلهء ايران هستند نسبت به شخص حضرت عليه مهر السلطنه دارند ، اعم از حضرت اشرف وزارت پناهى و حضرت پروين الدوله و ساير فاميل خاصه اين بنده كه سمت نوكرى و غلامى دارد منظور داشته و در حقيقت سرپرست و خانم تمام اين فاميل هستند و چشم اميدمان به حضرت ايشان است . البته جهات خوش و آسودگى حضرت عليه فراهم شود . يقينا جناب اجل آقاى سهام الدوله دام اقباله هم همه نوع ، بلكه بالاتر از حد تصور خواهند بود كه چشم و چراغ تمام افشاريه همين يك نفر است